فـَــــــراتـــــر از 20000 هــــِرتس !

فراتر از صوت،جایـے که اصوات شنیده نمےشوند...جایـے سراسر سکوت و آرامش!

هیچی بدتر از این نیست که توی سال آخر دبیرستان و موقع کنکور

"وسواس تقارن" بگیری!!!

نخندین..راست میگم خب...

نمیدونم باید چیکارکنم...

این چندروز سخت مبارزه کردم ولی یهو دوباره ظاهر میشه..

از عمد شلختگی و بی نظم شدن هم جواب نداد..!

ظرف که میشورم باید از کوچیک به بزرگ مرتب بذارم!

میخوام بخوابم اول باید روتختی رو بردارم بعد..

کتابای قفسه باید به ترتیب گذاشته بشن..

اتاق رو اول جمع میکنم بعد میخونم..!

ردیف اول جالباسی حتما" باید روسری ها و مقنعه ها باشن

ردیف دوم مانتو و شلوار و این حرفا....!

کیف مدرسه باید همیشه کنار میز باشه نه روی میز....

!!!!!!!!!

وای دارم دیونه میشم دیگه به عقل خودم شک کردم!

هییییی...نماز میخونین منم دعا کنین!!

پ.ن۱:امسال برای اولین بار آرزو کردم کاش مامانم معلم نبود..خیلی سخته هفته هایی که شیفت عصر باشه و منم ساعت۲ برسم خونه.آخه مسئولیت غذا و آوردن وبردن و این حرفا همش با منه..کاش من یه خواهر داشتم خو...پدر و برادر گرامی هم که دست به هیچی نمیزنن..امسال من حسابی "کوزت" شدم!

پ.ن۲:"گاهی باید شرایط رو قبول کرد.."این جواب مامان ِ برا تموم بهانه های این روزهای من!و بعدشم من تسلیم میشم..

پ.ن۳:امروز یه نفر رو از زندگیم شوت کردم بیرون!همیشه کنارم هست اما از این به بعد بودنش=نبودنش.

پ.ن۴:درسای سال سومم هنوز جمع نکردم...نگرانم..گاهی حس میکنم من بیش از حد از دیگران انتظار دارم..اونا حق دارن منو تحویل نگیرن..راحت باشین دوستان..من ناراحت نمیشم!به همین راحتی!!

پ.ن۵:امسال توی کوچه مون فقط من کنکوریم..همه از حال و احوالم می پرسن!!خوشبختی تا چه حد؟؟؟!!!!

پ.ن۶:خوشحالم که تقریبا هرشب رو با اس ام اس های ثمین بانو به خواب میرم..و عسل عزیزم که خیلی مهربونه و من خیلی دوستش دارم کنارمه!دوستت تون دارم دوستای گلم!

جمعه ۱۳۹۱/۰۷/۱۴ 12:54 فرکانس ِ گاما